یادگاری از یک دوست خیلی عزیز - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 12:49
نازی ،جهان بی تو که مفهومی ندارد. میترسم این شعرم همین جا کم بیارد. نازی نمیدانی. .. چه حالی بودم آن روز وقتی نوشتی ابر تا ب ا ر ا ن ببارد وقتی نوشتی کوه دستم تیشهای شد تا داستانت را به خطی خوش نگارد نازی به شعرم گفتهام: در مصرع بعد در چشمهایت بذر آویشن بکارد آن قدر بی بی دوستت دارد که حتی نام تو را...
منو حالا نوازش کن - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 12:49
منو حالا نوازش کن ، که این فرصت نره از دست شاید این آخرین باره ، که این احساس زیبا هست منو حالا نوازش کن ، همین حالا که تــــب کردم اگه لمســـــم کنی شاید ، به دنیای تــو برگردم هنوزم میشه عاشق بود ، تــو باشی کار سختی نیست بدون مـــرز با من باش ، اگر چه دیگه وقتی نیست تو از چشمای مــن خوندی ، که از...
اسون وداع کردم - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 12:49
آسون وداع کردم باهات با اینکه میمردم برات کاشکی نمیذاشتم بری، کاشکی می افتادم به پات خواستم بگم ترکم نکن، پیشم بمون ای نازنین شرح پریشونیمو تو چشمای بارونیم ببین هرشب با کلی اشتیاق زل میزدم به آسمون فرصت نمونده واسه ی ابراز احساس جنون رفتی و من تنها شدم با این غم نامهربون هرجا پی ات گشتم ولی هیچجا ن...
که دیگر نیست - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 12:49
شده هرگز دلت مال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟ نگاهت سخت دنبال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟ برایت اتفاق افتــــــــــاده در یک کافه ی ِ ابری ته ِ فنجان ِ تو فال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟ خوش و بش کرده ای با سایه ی ِ دیوار وقتی که دلت جویای ِ احوال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟ چه خواهی کرد اگر هربار گوشــــی را که...
کوچ کردم - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 12:48
کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارم حس خوبیست که من این همه بی آزارم عشق احساس قشنگیست ولی من شخصا دیدگاهی متفاوت به دو عاشق دارم خوش ندارم به کسی قولی و قلبی بدهم که به یک حادثه روزی دل از او بردارم این دلیلیست که در این سفر تنهایی از مسیری که به عشقی برسد بی زارم....
هوای یار - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 12:48
امشب بـه ســرم هوای یــارم زده است بـر دیده هـوس، روی نگارم زده است امشب کــه زحـالش خبری نیست مـرا باد آمده از ســـایه کنـــــارم زده است امشب ز فــــراغ روی ماهش زخمـــی بـــر این دل تنــگ بـی قرارم زده است فردا که رسد بر ســـر من خواهد دید دیشب غمش از حنجره دارم زده است
جان به قربونت کنم - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 12:48
با اجازه میتوانم جان بقربانت کنم؟ یا به صرف بوسه ای یکدفعه مهمانت کنم؟ چشم تو چون جام می میماندو من در کفش من لبم را میتوانم مست چشمانت کنم؟ ای فرشته ای پری ای حضرت خوبی و عشق میشود روزی تورا پا بند انسانت کنم سرو آزادم بگو در کنج آغوشم تورا میشود آیا کمی در بندو زندانت کنم؟ من که گمراه رهت،راه تو ا...
با کی صحبت کنم - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 12:48
با کی صحبت کنم این لحظه ها با تو ! تو چی میفهمی از قلبی که آشوبه من از اون لحظه ای که رفتی فهمیدم یه وقتایی خیانت کردنم خوبه یه وقتایی نباید خیلی تنها موند باید جای کسی که رفته رو پر کرد فقط موندم چجوری میشه قلبی رو که از عشقت پره غرق تنفر کرد … تو میخوای من جدی باشم تو این روزا میفهمی داری این حرفو...

برچسب‌های مرتبط

گفته بودم میلاد بابایی | گفته بودم چو بیایی | گفته بودم اگه برگردی دوباره | گفته بودم بي تو ميميرم | هیچ چیزی ثابت وبرجای نیست | هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه | هیچ چیزی بعد رفتنت | هیچ چیزی بهتر نمیشه | هیچ چیزی مطلق نیست | هیچ چیزی اتفاقی نیست